 شواهدتاریخی گواه بر آنست بشر از آغاز خلقت گرایش به پرستش و پرستیدن داشته و اشکال تاریخی پرستش گواهی بر این مدعاست.این باور گاه در شکل متعالی خود عبودیت خدا بوده و گاه در شکل بدوی پرتش اصنام و بتها و مظاهر طبیعی بعنوان نمادی از قدرت و یا خصوصیتی از خصایص مطلوب انسان که قصد نسبت آنها را به این نماد خدا( رب النوع) بعنوان عنصرماوراءانسانی دارد.
این اعتقادات انسان اولیه را به این وادی رهنمون شد که در صدد کشف حقایق هستی بر آیدو در قبال آنها روش خاصی در پیش گیردو در طی زمان با وسعت دامنه فکری بشر و رسیدن به بلوغ فکری توانست به یاری تجربه و آزمایش هریک از امور طبیعی را در جای خود قرار دهد و ارتباط عمیق تر و وسیع تری با محیط خود برقرار نماید.
توجه به اشیاء مقدس ،اعتقاد به نیروی حیات ( مانا)، تابو( توجه صرف به فرد،شی یا عنصر طبیعی که دارای قدرت غیر طبیعی و فوق العاده میباشد و از احترام خاصی برخوردار بود)،قربانی کردن و احترام به اموات و اجدادو اسطوره سازی از نمونه های است که میتوان در این رابطه ذکر کرد.
این فرآیند انسان را به معرفتی رسانید تا بخواهد موجود متصور خویش را فراتر از هریک از آنچه از اجسام و کائنات و یاچهره های افسانه ای خود ساخته ببیند.
این تلاش رسانیدن انسان به یک امنیت روانی بود. |